اصل ثابتي در فرهنگ سرمايه گذاري وجود دارد مبني بر اينكه سرمايه از ريسك و خطرگريزان است...

 

 

اصل ثابتي در فرهنگ سرمايه گذاري وجود دارد مبني بر اينكه سرمايه از ريسك و خطرگريزان است و به سوي بازده و سود تمايل دارد . به همين خاطراست كه سرمايه گذاران ريسك گريز از ورود سرمايه خود به جايي كه خطر و ريسك وجود دارد يا افق نامشخصي در برابر سود و اصل سرمايه شان هست، امتناع مي كنند. اما آيا مي توان جايي را پيدا كرد كه سرمايه گذاري در آن ريسك نداشته باشد؟ ريسك و خطر از دست دادن اصل و فرع سرمايه در همه جا هست، بعضي سرمايه گذاري ها پر خطرند و برخي كم خطر. سرمايه گذار با توجه به ميزان خطر و ريسك سرمايه گذاري، انتظار سود و بازده متناسب را دارا مي باشد. معمولا سرمايه گذاران به

وسيله تجزيه و تحليل هاي مالي خود به دنبال بازده متناسب با توجه ريسك مربوط مي باشند .

در يك بازار متعارف كه در آن عوامل بازار واجد اطلاعات مي باشند، بازده بالا همواره ريسك بالاتري را نيز به دنبال خواهد داشت . اين موضوع موجب مي شود كه همواره تصميم گيري جهت سرمايه گذاري بر اساس روابط ميان ريسك و بازده صورت گيرد و يك سرمايه گذارهمواره دو فاكتور ريسك و بازده را در تجزيه و تحليل و مديريت سبد سرمايه گذاري هاي خود مدنظرقرار دهد . به عبارت ديگر، سرمايه گذاري به عنوان يك تصميم مالي همواره داراي دو مؤلفه ريسك و بازدهي بوده كه مبادله اين دو تركيبهاي گوناگون سرمايه گذاري را عرضه مي كند. از يك طرف، سرمايه گذاران به دنبال بيشينه كردن عايدي خود از سرمايه گذاري هستند و از طرف ديگر ، با شرايط عدم اطمينان حاكم بر بازارهاي مالي مواجه مي باشند كه . عامل اخير، دستيابي به عوايد سرمايه گذاري را با عدم اطمينان مواجه مي سازد. معمولاً در اقتصاد و بخصوص در سرمايه گذاري فرض بر اين است كه سرمايه گذاران منطقي عمل مي كنند. سرمايه گذاران منطقي، اطمينان را به عدم اطمينان ترجيح مي دهند و طبيعي است كه در اين حالت مي توان گفت سرمايه گذاران نسبت به ريسك علاقه اي ندارند، به عبارت دقيقتر سرمايه گذاران ريسك گريز هستند. يك سرمايه گذار ريسك گريز 1، كسي است كه در ازاي قبول ريسك، انتظار دريافت بازده مناسبي دارد . بايد توجه داشت كه در اين حالت پذيرفتن ريسك يك كار غير منطقي نيست، اگر چه ميزان ريسك خيلي زياد باشد، چون دراين حالت انتظار بازده بالايي نيز وجود دارد . درواقع، سرمايه گذاران به طور منطقي نمي توانند انتظار داشته باشند كه بدون قبول ريسك بالا، بازده بالايي كسب كنند. از طرف ديگرتحقيقات انجام شده حاكي از آن است كه افراد در تصميم گيري هاي خود تحت شرايط ريسك،به هيچ وجه به صورت منطقي و عقلايي عمل نمي كنند. حال با توجه به اهميت ريسك و بازده در تصميمات سرمايه گذاري، میتوان به نتایج زیر میتوان رسید:

- عوامل كلان اقتصادي ،عوامل فرهنگي و اجتماعي، شرايط اقتصادي و دورانهاي تجاري و مالي، وضعيت صنعت، سياست ها و خط مشي هاي دولت بر ريسك سيستماتيك سرمايه گذاري در محصولات مالي تاثيرگذار است.

- عوامل خرد اقتصادي ميزان تقاضا و كشش كالاي توليدي شركت، وضعيت مالي وحساب هاي شركت، سياستها و خط مشي هاي مديريت، ميزان وابست گي توليد شركت به خارج وعوامل حياتي برريسك غير سيستماتيك سرمايه گذاري در محصولات مالي تاثيرگذار است.

 ادراك ريسك با تمايل به ريسك سرمايه گذاري همبستگي منفي دارند، به اين معني كه افراد با ادراك ريسك بالا در مورد يك محصول مالي، تمايل كمتري به سرمايه گذاري در آن محصول مالي خواهند داشت و ميزان سرمايه گذاري خود را در مورد آن محصول مالي كاهش خواهند داد.

 سرمايه گذاري در مورد حساب سپرده بدون در نظر گرفتن رابطه ريسك و بازده صورت مي گيرد و اين بيانگر آن است كه اين محصول مالي به عنوان يك سرمايه گذاري ويژه حداقل بخشي از پرتفوي همه سرمايه گذاران را تشكيل مي دهد.

 نرخ بازده مورد انتظار با تخصيص سرمايه گذاري در محصولات مالي داراي همبستگي مثبت مي باشد، بدین معني كه نرخ بازده مورد انتظار بالاتر در مورد يك محصول مالي موجب مي گردد كه سرمايه گذاران ميزان سرمايه گذاري خود را در مورد آن محصول مالي افزايش دهند.

- اطلاعات عملكرد گذشته بر نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاري در محصولات مالي تاثيرگذار است، بدين معني كه وجود اطلاعات عملكردي مطلوب در مورد گذشته يك شركت، بالعكس، وجود اطلاعات عملكردي نامطلوب در مورد گذشته يك شركت، نرخ بازده مورد انتظارسرمايه گذاري در محصولات مالي آن شركت را افزايش مي دهد.

 وجود دانش و تجربه سرمايه گذاري نزد سرمايه گذاران موجب مي گردد كه آنها ارتباط ميان ريسك و بازده را بهتر درك كرده و تصميمات درست تري اخذ نمايند.

 از ديد سرمايه گذاران متخصص ميان ريسك و بازده همبستگي مثبتي وجود دارد درحالي كه از ديد سرمايه گذاران مبتدي هيچ همبستگي ميان ريسك و بازده وجود ندارد.

برگرفته از   :cbi.ir