گاهی مفاهیم اقتصادی آن‌قدر پیچیده به‌نظر می‌رسند که افرادی که سررشته‌ای در این حوزه ندارند، جرئت نمی‌کنند به آن نزدیک شوند و مفاهیمش را بیاموزند. یکی از این مفاهیمِ مربوط به اقتصاد، ساختار انواع بازار است. تابه‌حال اسامی مونوپولی، الیگوپولی و کلماتی مانند اینها به گوش‌تان خورده است؟ در این مقاله تلاش کرده‌ایم به زبانی ساده به تفسیر این مفاهیم بپردازیم. پس از مطالعه‌ی این مقاله و آشنایی با انواع بازار و ویژگی‌های آنها، می‌توانید به‌راحتی برای انواع بازار مثال‌هایی ایرانی بیاورید.

ساختار بازار شامل تعدادی از ویژگی‌های مرتبط یا مشخصات یک بازار است. این ویژگی‌ها شامل تعداد خریداران و فروشندگان در بازار، سطح و نوع رقابت، میزان تمایز محصولات و شرایط ورود و خروج به بازار هستند. در بین تمام این ویژگی‌ها، «رقابت» رُکن اصلی بازار است. رقابت به‌عنوان راهنمایی عمل می‌کند که شرکت‌ها به کمک آن می‌توانند عکس‌العمل نشان بدهند و در شرایط مختلف تصمیم گیری کنند. بنابراین ساختار بازار می‌تواند براساس سطح رقابت در آن بازار تقسیم‌بندی شود و انواع بازار را به‌وجود بیاورد. در ادامه با انواع بازار در قالب سه دسته آشنا می‌شوید.

دسته‌ی اول: بازار رقابتی خالص

 

بازار رقابت خالص یکی از انواع بازار است که در آن تعداد زیادی خریدار و فروشنده، کالای استاندارد و همگنی را معامله می‌کنند. در بازار رقابت خالص، فروشندگان قدرت تعیین قیمت ندارند. بنابراین فروشندگان در واقع دریافت‌کننده‌ی قیمت هستند، نه تعیین‌کننده‌ی قیمت. چون اگر یکی از فروشندگان قیمت را بالا ببرد، خریداران ممکن است به فروشنده‌ی دیگری مراجعه کنند تا همان کالا را با همان کیفیت اما با قیمتی پایین‌تر خریداری کنند. از طرف دیگر، اگر فروشنده‌ای قیمت خود را پایین‌تر از رقبا بگذارد، خریداران درباره‌ی کیفیت کالا به شک می‌افتند. به‌همین‌دلیل فروشندگان نه می‌توانند قیمت بالاتری تعیین کنند و نه قیمت پایین‌تر. خصوصیت دیگر بازار رقابت خالص این است که هیچ منع قانونی، مالی و برای ورود و خروج به بازار وجود ندارد.

 

در بازار رقابت خالص، منحنی متوسط درآمد و متوسط تقاضا منطبق بر هم و به‌صورت خطی افقی هستند. این به معنی همگنی محصولات با قیمت ثابت بازار است. فروشنده در قیمتی ثابت، می‌تواند به هر میزان که می‌خواهد، کالای خود را بفروشد.

 

 

دسته‌ی دوم: بازار رقابت کامل

گفتیم در بازار رقابت خالص، تعداد زیادی خریدار و فروشنده محصول استاندارد و همگنی را مبادله می‌کنند. بازار رقابت کامل، واژه‌ی وسیع‌تری است و شرایطی را نشان می‌دهد که در بازار، رقابت کامل وجود داشته باشد.

تعریف بازار رقابت کامل از زبان اقتصاددانان مختلف در ادامه آمده است:

تبلیغات

·         خرید بلیط هواپیما

·         رابینسون (Robinson) رقابت کامل را چنین تفسیر می‌کند: «وقتی تعداد شرکت‌های یک بازار آن‌قدر زیاد باشد که تغییر در خروجی هریک از آنها، اثر ناچیزی روی خروجی کل داشته باشد و کالا کاملا همگن باشد طوری که خریداران بین انتخاب یک فروشنده و سایر فروشندگان ترجیح خاصی نداشته باشند؛ در این شرایط رقابت کامل است و کشش تقاضا برای یک فروشنده‌ی خاص بی‌نهایت است.

·         اسپنسر (Spencer) در زمینه‌ی تعریف بازار رقابت کامل می‌گوید: «بازار رقابت کامل اصطلاحی است که به صنعت یا بازاری تعلق می‌یابد که تعداد زیادی خریدار و فروشنده، درگیرِ خریدوفروش کالایی همگن هستند، اطلاعات درباره‌ی قیمت و مقدار به‌طور کاملا شفاف وجود دارد، تبعیضی وجود ندارد و منابع به‌راحتی قابل انتقال هستند

·         براساس تعریف پروفسور لفتویچ (Leftwitch): «بازار رقابت کامل بازاری است که شرکت‌های زیادی به فروش محصولی مشابه مشغول‌اند و هیچ شرکتی آن‌قدر بزرگ نیست که بتواند روی قیمت بازار اثر بگذارد

·         بیلاس (Bilas) می‌گوید: «کامل بودن رقابت یک بازار، از روی تعداد زیاد شرکت‌ها مشخص می‌شود. تمام این شرکت‌ها محصول مشخصی را می‌فروشند. فروشنده هم گیرنده‌ی قیمت است، نه تعیین‌کننده‌ی قیمت

به‌عنوان مثالی برای بازار رقابت کامل، به بازار کشاورزان سیب‌زمینی فکر کنید. بازار رقابت کامل، شرایط زیر را دارد:

۱. تعداد زیاد فروشنده‌ها و خریداران

این مورد، یکی از شرایط اصلی بازار رقابت کامل است. در بازار رقابت کامل تعداد فروشنده‌ها و خریداران خیلی زیاد است اما میزان خریدی که هر خریدار انجام می‌دهد یا میزان فروش هر فروشنده در مقایسه با اندازه‌ی کل بازار خیلی کوچک است. به همین دلیل، در چنین بازاری فروشندگان قدرت اثرگذاری روی قیمت را ندارند. نتیجه این است که قیمت بدون توجه به فعالیت فروشندگان یا خریداران، بدون تغییر باقی خواهد ماند. پس هردو طرف معامله باید پیرو قیمت بازار باشند.

۲. محصول همگن

 

یک مشخصه‌ی مهم دیگر این بازار، همگن بودن محصول است. در بازار رقابت کامل، رقبا محصولی مشابه با کیفیت و ویژگی‌های مشابه تولید می‌کنند. بنابراین خریدار آزاد است از هر فروشنده‌ای که می‌خواهد، محصول موردنظرش را خریداری کند.

۳. آزادی ورود و خروج

در بازار رقابت کامل، هیچ منع قانونی، اجتماعی یا تکنیکی برای ورود و خروج شرکت‌ها وجود ندارد. در این بازار هر شرکتی سود نرمالی می‌برد. اگر سود در صنعت خاصی بالا برود، شرکت‌های جدیدی وارد می‌شوند و سبب می‌شوند سود مجددا پایین بیاید. در نقطه‌ی مقابل اگر سود بیش‌ از حدِ نرمال پایین بیاید، برخی از شرکت‌ها از صنعت خارج می‌شوند که همین کاهش رقابت، سود را مجددا بالا می‌برد.

۴. دانش کامل

این خصوصیت به این معنی است که هم خریداران و هم فروشندگان درباره‌ی قیمت و محصولات غالب بازار، اطلاعات کاملی دارند. در این حالت، هیچ‌کس نمی‌تواند کالا را گران‌تر بفروشد یا گران‌تر بخرَد. به همین دلیل قیمت در بازار ثابت می‌ماند.

۵. قابلیت انتقال عوامل تولید

این مورد به تولیدکنندگان کمک می‌کند میزان عرضه‌ و تقاضا را متناسب با یکدیگر تنظیم کنند. عوامل تولید به‌راحتی می‌توانند از یک صنعت به صنعتی دیگر منتقل شوند. مثلا کسی که قبلا در زمین کشاورزی‌اش سیب‌زمینی می‌کاشت، می‌تواند همان زمین، همان تراکتور و همان ابزارآلات را برای تولید محصول کشاورزی دیگری هم به‌کار ببرد.

دسته‌ی سوم: بازار رقابت ناقص

بازار رقابت ناقص در تعاریف اقتصادیِ انواع بازار به بازاری گفته می‌شود که در آن شرایط لازم برای رقابت کامل مهیا نشده باشد. به معنای دیگر، بازار رقابت ناقص بازاری است که از قواعد سخت‌گیرانه‌ی رقابت کامل، آزاد است.

برخلاف بازار رقابت کامل، بازار رقابت ناقص از طریق محصولات متنوع مشخص می‌شود. مفهوم بازار رقابت ناقص اولین بار توسط اقتصاددان انگلیسی، جوآن رابینسون (Joan Robinson) به ادبیات اقتصادی وارد شد. در این بازار، خریداران و فروشندگان اطلاعات کاملی درباره‌ی بازار ندارند. یعنی از قیمت محصولات و خدمات موجود در بازار به‌طور کامل مطلع نیستند. در چنین بازاری معامله‌ی محصولات و خدمات براساس ارزش خروجی همان شرکت قیمت‌گذاری می‌شود.

انواع بازار رقابت ناقص عبارتند از:

·         مونوپولی (انحصار کامل)؛

·         رقابت انحصاری؛

·         الیگوپولی (انحصار چندجانبه).

مونوپولی (بازار انحصاری)

 

مونوپولی یکی دیگر از انواع بازار است. کلمه‌ی مونوپولی از کلمه‌ی یونانیِ «مونوپولین» آمده که به معنی تک‌فروشی (انحصار) است. مونوپولی به شرایطی از بازار اطلاق می‌شود که تنها یک تولیدکننده وجود دارد و روی کل بازار کنترل دارد. این فروشنده چیزی را مبادله می‌کند که برای آن جایگزین مشابهی وجود ندارد.

برخی از تعاریف بازار مونوپولی از دیدگاه اقتصاددانان متفاوت شامل موارد زیر است:

·         براساس تعریف پروفسور توماس (Thomas): «به‌طور‌کلی، عبارت مونوپولی به معنی کنترل مؤثر روی قیمت است. اگر بخواهیم دقیق‌تر به این موضوع بپردازیم، مونوپولی به معنای ترکیبی از تولیدکنندگان یا بازرگانان برای کنترل قیمت کالاها یا خدمات است

·         پروفسور چمبرلین (Chamberlain) می‌گوید: «مونوپولی به معنی کنترل روی عرضه است

·         رابرت تریفین (Triffin) اعتقاد دارد: «مونوپولی بازاری را توصیف می‌کند که شرکت مستقل از تغییرات قیمت محصول شرکت‌های دیگر است

طبق تعاریف بالا، بازار مونوپولی یعنی تقاضا، عرضه و قیمت محصول تحت کنترل فروشنده هستند. منحنی تقاضا در بازار رقابت ناقص به‌صورت نزولی است.

در ادامه به توضیح خصوصیات بازار مونوپولی می‌پردازیم.

 

۱. تک‌فروشنده

مهم‌ترین خصوصیت مونوپولی همین است. در بازار مونوپولی تنها یک فروشنده یا تولیدکننده برای محصول وجود دارد. در این شرایط، خریداران هیچ گزینه‌ی انتخابی ندارند و تنها می‌توانند از همان یک فروشنده خرید کنند. این به معنی کنترل فروشنده روی بازار است. قطعا انحصارگر نسبت به قدرت خود برای تعیین قیمت احساس لذت خواهد داشت. در این حالت، تمایزی بین سازمان و صنعت وجود ندارد. چون همان یک سازمان کل صنعت را تشکیل می‌دهد.

۲. عرضه‌ی محصولِ منحصربه‌فرد

فروشنده در بازار مونوپولی محصولی را مبادله می‌کند که منحصربه‌فرد است و جانشین مشابهی ندارد. در واقع تنوع محصول در این بازار وجود ندارد.

۳. موانع ورود

این خصوصیت به‌نوعی دلیلِ وجودِ بازار مونوپولی است. در بازار مونوپولی موانع ورودی وجود دارند که ورود شرکت‌های جدید را محدود می‌کنند. این موانع ممکن است منابع انحصاری، حق کپی‌رایت، نیاز به سرمایه گذاری بالا و موانع دولتی باشند.

برخی موانع ورود به بازار انحصاری شامل موارد زیر است:

·         موانع قانونی: موانعی هستند که از طرف دولت برای رفاه عمومی گذاشته می‌شوند. برای مثال در گذشته، شرکت‌های پُست، راه‌آهن، برق و اداره‌ی راه‌و‌ترابری در هند برای رفاه عمومی به‌طور انحصاری مدیریت می‌شدند. از سال ۱۹۹۰ بعد از اصلاحات اقتصادی، دولت اجازه‌ی ورود شرکت‌های خصوصی به این حوزه‌ها را داد. دولت می‌تواند با قرار دادن حق کپی‌رایت، حق اختراع‌ثبت‌شده، حقوق علائم تجاری و در بخش خصوصی هم انحصار ایجاد کند. فکر می‌کنید کدام شرکت‌های ایرانی به‌صورت دولتی انحصاری هستند؟

·         تصاحب منابع: این مورد به انحصاری ماندن یک سازمان کمک می‌کند. برخی شرکت‌ها از قدیم مالک برخی مواد اولیه بوده‌اند که برای تولید محصول خاصی به آنها نیاز است. مثل آلومینیوم، الماس، بوکسیت و این منابع اصولا محدود هستند و هر شرکتی که آنها را در اختیار داشته باشد در آن صنعت انحصارگر می‌شود. مثلا ایران و عراق انحصارگران منابع نفت هستند و آفریقای جنوبی در الماس مونوپولی است. منابع لزوما منابع خام نیستند. برخی ممکن است در علم تولید یک محصول انحصارگر باشند. مثلا ژاپن و چین در صنعت محصولات الکترونیکی انحصارگرند.

·         بهره وری در تولید: این مورد از تجربه‌ی چندین ساله، نوآوری، قدرت مالی، هزینه‌ی پایین بازاریابی، مزیت مدیریتی و به‌دست می‌آید. بهره‌وری در تولید به کاهش هزینه‌ها کمک می‌کند. به‌عنوان‌ نتیجه، سازمان یک قدم جلوتر از رقبا خواهد بود و بازار را به‌دست خواهد گرفت. چنین شرکت‌هایی از حمایت دولت هم برخوردار خواهند شد.

·         اقتصاد مقیاس: این مورد به‌دلیل فنی وجود مونوپولی در بازار ناقص اشاره دارد. وقتی سازمانی مقیاس تولید خاصی را پیدا می‌کند تا در بلندمدت بتواند با حداقل هزینه به تولید ادامه بدهد، قمیت تولید کوتاه‌مدتش هم در حداقل خود قرار خواهد گرفت. این مزیت رقابتی به شرکت کمک می‌کند رقبا را از دور خارج کند و انحصارگر شود. وقتی یک سازمان انحصارگر می‌شود، برای شرکت‌های جدید سخت خواهد بود که وارد صنعت شوند و در آن دوام بیاورند. به چنین بازارهای انحصاری، مونوپولی طبیعی گفته می‌شود. مونوپولی طبیعی به‌دلیل شرایط فنی، بهره‌وری یا تدابیر دولتی به‌منظورِ رفاه عمومی به‌وجود می‌آیند.

۴. اطلاعات محدود

 

اطلاعات به‌طور انحصاری در دست سازمان انحصارگر و افرادی است که در این سازمان کار می‌کنند. انتقال این اطلاعات به دیگران ممنوع است و تنها از طریق حفظ حق کپی‌رایت یا پتنت ممکن است.

رقابت انحصاری

عبارت رقابت انحصاری اولین بار توسط پروفسور چمبرلین در سال ۱۹۳۳ در کتاب تئوری رقابت انحصاری استفاده شد. تاکنون درباره‌ی مفاهیم بازار رقابت کامل و انحصار کامل صحبت کردیم. ولی بازار واقعی چیزی در میان آنهاست.

بازار رقابت انحصاری در واقع ترکیبی از دو بازار مونوپولی و رقابت کامل است. در این بازار تعداد زیادی فروشنده و خریدار وجود دارند ولی هرکدام از فروشنده‌ها حداقل در یک مورد با رقبای خود فرق دارند.

برخی از تعاریف بازار رقابت انحصاری از دیدگاه اقتصاددانان متفاوت شامل موارد زیر است:

·         براساس تعریف جی‌اس‌بِین (J.S. Bains): «رقابت انحصاری، ساختار بازاری را توضیح می‌دهد که در آن فروشنده‌های زیادی محصولات متنوعی می‌فروشند، اما جایگزین نزدیکی برای یکدیگر محسوب می‌شوند

·         باومول (Baumol) که یک اقتصاددان امریکایی است درمورد این بازار می‌گوید: «شرایط بازار رقابت انحصاری، شرایطی است که فروشندگان محصول منحصربه‌فرد (انحصاری) خود را تولید می‌کنند. اما در عین حال تحت فشار رقابتی شدید از سوی فروشندگان محصولات جانشین هم هستند

پس در بازار رقابت انحصاری، فروشندگان محصولاتی را معامله می‌کنند که برای‌شان جایگزین‌های نزدیک وجود دارد. تعداد فروشندگان خیلی زیاد است. همین مورد این نوع بازار را به بازار رقابت کامل نزدیک می‌کند. از طرف دیگر، درست است که محصولات تولیدی نزدیک به هم هستند، اما جانشین کاملی برای هیچ‌یک از آنها وجود ندارد.

خصوصیات بازار رقابت انحصاری هم ترکیبی از خصوصیات بازار رقابت کامل و بازار انحصار کامل است. در ادامه به خصوصیات این بازار پرداخته‌ایم:

۱. تعداد زیاد فروشندگان و خریداران

این خصوصیت، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رقابت انحصاری است. مثل بازار رقابت کامل، در بازار رقابت انحصاری نیز تعداد خریداران و فروشندگان خیلی زیاد است.

۲. محصولات متنوع

 

در بازار رقابت انحصاری، محصولات فروشندگان مختلف، از جنبه‌های متعددی با یکدیگر فرق دارند. مثلا از جنبه‌ی برند، شکل، سبک، علامت تجاری، دوام و کیفیت. بنابراین فروشندگان می‌توانند به‌راحتی حتی در بیش‌از یک مورد، از رقبا متمایز شوند. اما توجه داشته باشید که در این نوع بازار، محصولات مختلف جانشین نزدیکی برای یکدیگر محسوب می‌شوند.

۳. ورود و خروج آزاد

در بازار رقابت انحصاری نیز همچون بازار رقابت کامل، محدودیتی برای ورود و خروج به بازار وجود ندارد.

۴. محدودیت در انتقال عوامل تولید

این مورد، نکته‌ی مهمی است. در بازار رقابت انحصاری امکان انتقال عوامل تولید، خدمات و محصولات به سایر صنایع به‌راحتی رخ نخواهد داد. به این دلیل که اگر کسی بخواهد عوامل تولید خود را به صنعت دیگری منتقل کند، باید هزینه‌ی بالایی برای انتقال پرداخت کند. این منجر به تفاوت در قیمت محصولات سازمان‌ها می‌شود.

۵. عدم کنترلِ قیمت محصولات در بازار

مشابه بازار انحصاری، منحنی متوسط و حاشیه‌ی درآمد سازمان در این بازار نزولی است. این نشان می‌دهد که فروشنده تنها در حالتی می‌تواند بیشتر بفروشد که قیمت را پایین بیاورد. از طرفی، اگر قیمت کالا بالاتر برود، مشتریان ممکن است از فروشنده‌ی دیگری خرید کنند. چون کالاهای مختلف جانشین نزدیکی برای هم محسوب می‌شوند. در این شرایط، فروشنده‌ی مذکور قادر نخواهد بود که بیشتر بفروشد. یعنی شرکت‌ها در بازار رقابت انحصاری کاملا روی قیمت‌گذاری کنترل ندارند.

الیگوپولی (انحصار چندجانبه)

ساختار انواع بازار را با بازار الیگوپولی به اتمام می‌رسانیم. کلمه‌ی الیگوپولی از ترکیب دو کلمه‌ی یونانی مشتق شده است. «الیگو» به معنی کم و «پولی» به معنی کنترل. پس الیگوپولی به بازاری اشاره دارد که تعداد فروشنده‌ها کم است و این فروشندگان، محصولات همگن یا متمایزی می‌فروشند. در هند، هوانوردی و ارتباطات مخابراتی جزو این نوع بازارند. صنعت هوانوردی تعداد تولیدکنندگان محدودی دارد و این تولیدکنندگان به‌شدت به یکدیگر وابسته‌اند چون هریک از فروشنده‌ها سیاست قیمت گذاری خود را با درنظر گرفتن سیاست قیمت‌گذاری سایر رقبای موجود در بازار، اصلاح می‌کند. در ایران برای این بازار چه مثالی دارید؟

برخی از تعاریف معروف برای بازار انحصار چندجانبه شامل موارد زیر است:

·         به نقل از پروفسور جرج استیگلر (George J. Stigler): «بازار انحصار چندجانبه بازاری است که خودِ سازمان، سیاست بازاریابی‌اش را تعیین می‌کند، اما رفتار مورد انتظار رقبای نزدیکش را در این سیاست‌ها لحاظ می‌کند

·         براساس گفته‌ی پروفسور استونر و پروفسور هاوگ (Stoneur and Hague): «الیگوپولی از یک جهت با مونوپولی متفاوت است و آن این است که تعداد فروشنده‌ها در مونوپولی تنها یکی است، ولی در الیگوپولی چنین نیست. از طرفی با رقابت کامل و رقابت انحصاری هم متفاوت است، چون تعداد فروشندگان زیاد هم نیستند. در واقع وقتی حرف از انحصار چندجانبه است، ما درباره‌ی گروه کوچکی از تولیدکنندگان صحبت می‌کنیم

·         پروفسور لفتویچ (Leftwitch) می‌گوید: «بازار الیگوپولی بازاری است که تعداد محدودی فروشنده داریم و رفتار هریک از این فروشندگان برای سایر رقبا اهمیت دارد

پس در بازار انحصار چندجانبه، قیمت و کیفیت محصول یک رقیب، روی فروش و سود سایر رقبا اثر می‌گذارد. همین سیاست‌ها می‌تواند موجب اختلاف‌نظر یا تصمیم به همکاری بین فروشندگان شود.

در ادامه به خصوصیات این بازار پرداخته‌ایم:

۱. فروشندگان محدود و خریداران فراوان

ویژگی بنیادی بازار انحصار چندجانبه همین تعداد فروشندگان و خریداران است. در این بازار تعداد محدودی فروشنده بر کل صنعت مسلط هستند. این فروشنده‌ها می‌توانند روی قیمت یکدیگر اثرگذار باشند. به‌علاوه در الیگوپولی تعداد خریداران زیاد است.

۲. محصولات مشابه یا متمایز

در الیگوپولی ممکن است فروشندگان مانند بازار رقابت کامل محصولات کاملا مشابهی بفروشند، یا مانند بازار مونوپولی محصول‌شان متمایز باشد. اگر فروشندگان محصولات مشابهی مانند سیمان، آسفالت، بتن و آجر بفروشند، بازار «الیگوپولی کامل» نام می‌گیرد. از طرفی، اگر محصول متمایز باشد، بازار «الیگوپولی ناقص» خواهد بود.

۳. موانع ورود و خروج

 

این مورد از ورود سازمان‌های جدید به بازار جلوگیری می‌کند. موانع ورود و خروج، بازار الیگوپولی را از بازار رقابت انحصاری متمایز می‌کند. در بازار الیگوپولی سازمان‌های جدید به‌سادگی اجازه‌ی ورود به بازار را کسب نمی‌کنند. موانع زیادی مانند موانع قانونی، اجتماعی و تکنیکی برای ورود وجود دارد. در این حالت، سازمان‌های موجود روی بازار کنترل کامل دارند.

۴. وابستگی متقابل

این مورد نشان می‌دهد که سازمان‌ها از تصمیمات یکدیگر تأثیر می‌پذیرند. این تصمیمات شامل تصمیم درباره‌ی قیمت و مشخصات تولیدی سازمان‌هاست. در مونوپولی و رقابت کامل، سازمان‌ها تصمیمات و عکس‌العمل‌های رقبا را در نظر نمی‌گرفتند بنابراین در آن بازارها، تصمیم‌گیری‌ها مستقل بودند. اما در بازار الیگوپولی سازمان‌ها قادر به تصمیم‌گیری مستقل نیستند.

مثلا در بازار انحصار چندجانبه، چند فروشنده‌ی محدود با یکدیگر در حال رقابت هستند. در چنین شرایطی، فروش یک سازمان نه‌تنها به قیمت‌گذاری خودش بستگی دارد، بلکه به قیمت محصول رقیب هم وابسته است. این وابستگی متقابل، بازار الیگوپولی را از سایر بازارها متمایز می‌کند.

۵. عدم انطباق

در بازار انحصار چندجانبه، شرکت‌ها از نظر اندازه با یکدیگر برابر نیستند. برخی شرکت‌ها بسیار بزرگ‌اند، درحالی‌که سایر شرکت‌ها ممکن است کوچک باشند. مثلا ممکن است سهم بازار یک خودروسازی ۸۰٪ و سهم باقی خودروسازان هرکدام ۵٪ باشد.

۶. مشکل در تغییر قیمت

در الیگوپولی فروشندگان علاقه‌ای به تغییر قیمت محصولات خود ندارند. چون تغییر در قیمت برای سازمان‌های این نوع بازار سودآور نیست. مثلا وقتی شرکتی قیمت خود را پایین بیاورد، همه‌ی رقبا هم همین استراتژی را اتخاذ می‌کنند. پس میزان فروش تغییر نمی‌کند، اما سود پایین می‌آید! اگر هم قیمت را بالا ببرد، رقبا قیمت را ثابت نگه می‌دارند و شرکت مذکور خریداران خود را از دست خواهد داد.

منبع از سایت چطور

 

نُکول (default) نقض وعده‌ی بازپرداخت وام به‌مقدار مورد توافق در زمان مورد توافق است. در این مقاله با نکول و همین‌طور ریسک نکول (احتمالا یکی از اساسی‌ترین انواع ریسک) بیشتر آشنا می‌شوید.

نکول چطور کار می‌کند؟

بیایید فرض کنیم شرکت «پلیکان» خط اعتباری به‌مبلغ یک میلیارد تومان از فلان بانک دارد و ۵۰۰ میلیون از این خط اعتباری واریز نشده است. شرکت پلیکان باید ماهانه ۲٫۵ میلیون تومان برای بدهی واریز نشده پرداخت کند. اما شرکت در راه‌اندازی محصول جدیدش به مشکل برخورده و مشغول سروکله‌زدن با چهار محصول دیگر است. میزان فروش ۷۵ درصد افت داشته، جریان نقدینگی هم خشک شده و درنتیجه پرداخت بدهی دشوار می‌شود. شرکت چند ماهی پرداخت‌ها را دیرتر انجام می‌دهد و بعد از شش ماه هم پرداخت قسط را به‌طور کامل متوقف می‌کند. بانک به شرکت اعلان نکول می‌کند و پرداخت فوری ۵۰۰ میلیون سرمایه‌ی واریز نشده را تقاضا می‌کند.

مسلما انجام چنین کاری برای شرکت بسیار دشوار است؛ بنابراین بانک فرایند توقیف وثیقه‌ای را آغاز می‌کند که وام را تضمین کرده است. شرکت پلیکان هم بدون این دارایی‌ها (مثلا ماشین‌آلات) نمی‌تواند به‌ تولید ادامه دهد و در نتیجه تعطیل می‌شود.

 

رویدادهای مرتبط با نکول

به‌طورکلی شش رویداد با نکول در ارتباط هستند. در مثال زیر، فرض می‌کنیم وام‌گیرنده برای خرید خانه، وامی از وام‌دهنده دریافت کرده است.

1.       وام‌گیرنده قراردادی را امضا می‌کند که به‌موجب آن باید طی مدت مشخصی، معمولا در قالب اقساط از پیش‌ تعیین‌شده، پول وام‌دهنده را بازپرداخت کند.

2.       وام‌گیرنده یک یا چند نوبت پرداخت نمی‌کند.

3.       وام‌دهنده یک یا چند اخطار پرداخت برای وام‌گیرنده می‌فرستد.

4.       وام‌گیرنده و وام‌دهنده سعی می‌کنند برنامه‌ی بازپرداخت را طوری تنظیم کنند که وام‌گیرنده بهتر بتواند حداقل چند نوبت از پرداخت‌ها را انجام دهد تا زمانی‌که دوباره شرایطش مساعد شود (این فرایند تمدید ارفاقی بازپرداخت وام یا اصلاح وام نامیده می‌شود).

5.       وام‌دهنده باز هم پرداختی نمی‌کند.

6.       وام‌دهنده، اخطاریه‌ی نکول برای وام‌گیرنده می‌فرستد و اقدامات مربوط به اجرائیه‌ی سند رهنی را آغاز می‌کند.

نکول‌ها مسئله‌ای جدی هستند، خیلی جدی‌تر از صرفا عقب‌افتادن یک قسط (اگر چه همین عقب‌افتادن یک قسط هم می‌تواند باعث شود وام‌دهنده اعلام نکول کند).

 

اجرائیه‌ی سند رهنی زمانی اتفاق می‌افتد که وام‌گیرنده نمی‌تواند به وام‌دهنده بازپرداختی داشته باشد، وام‌دهنده هم وثیقه‌ی وام‌گیرنده را تصرف می‌کند و می‌فروشد. این اصطلاح اغلب با املاک و مستغلات در ارتباط است.

تبلیغات

·         خرید بلیط هواپیما

نکول‌ها آسیب بلندمدتی به اعتبار شخص می‌زنند و می‌توانند توانایی یک شرکت برای جذب سرمایه در آینده را با مشکل مواجه کنند. باید به این نکته توجه داشت که قوانین مربوط‌به اجرائیه‌ی سند رهنی در هر جایی فرق می‌کند و ترتیب و طول مدت این گام‌ها می‌توانند دست‌خوش تغییر شوند.

ریسک نکول

 

ریسک نکول در مواقعی به وجود می‌آید که صادرکننده‌ی اوراق قرضه، تضمین صددرصدی برای پرداخت سود اوراق یا بازپرداخت اصل آن را برای صاحبان اوراق فراهم نکند.

عوامل زیادی می‌توانند روی ریسک نکولِ صادرکننده اثر بگذارند و این اثر می‌تواند در درجات مختلفی باشد. مثال‌ها عبارت‌اند از فقدان یا کاهشِ جریان نقدینگی از کار (که اغلب برای پرداخت سود و اصل نیاز است)، افزایش نرخ بهره (اگر اوراق قرضه براساس نرخ بهره‌ی شناور باشند، افزایش نرخ بهره، پرداخت سودهای مورد نیاز را افزایش خواهد داد)، یا تغییر در ماهیت بازار که صادرکننده را شدیدا تحت‌تأثیر قرار می‌دهد (مانند تغییر در فناوری، افزایشِ رقبا یا تغییرات قانونی). ریسک نکولی که با اوراق قرضه‌ی خارجی در ارتباط هستند، شامل وضعیت اجتماعی سیاسی کشور و ثبات و فعالیت‌های نظارتیِ دولت مربوط هم می‌شوند.

مؤسسه‌های اعتبارسنجی همچون مودیز اینوسترز سرویس (Moody’s Investors Service) و استاندارد اند پورز (Standard & Poor’s)، ارائه‌ی اوراق قرضه را تحقیق و تحلیل کرده‌اند تا ریسک نکول صادرکننده را اندازه‌گیری کنند. نتایج تحقیقات آنها رتبه‌بندی اعتباری است که سرمایه‌گذاران می‌توانند آن را دنبال و با سایر صادرکنندگان مقایسه کنند.

رتبه‌بندی استاندارد اند پورز در مقیاس AAA (ایمن‌ترین) تا D است که یعنی صادرکننده پیش از این در نکول است. رتبه‌بندی مودیز از AAA شروع می‌شود تا C. فقط اوراقی که BBB یا بالاتر از آن رتبه‌بندی شده‌اند «رتبه‌ی سرمایه گذاری» در نظر گرفته می‌شود. هر رتبه‌ای پایین‌تر از BBB یا BBB3 «به‌دردنخور» تلقی می‌شود.

شاید بتوان ریسک نکول را یکی از اساسی‌ترین انواع ریسک دانست. هر چه نباشد، نشان‌دهنده‌ی شانس از دست‌رفتنِ سرمایه‌ی سرمایه‌گذار است. همه‌ی اوراق قرضه‌ها، به‌جز آنهایی که دولت صادر می‌کند، مقداری ریسک نکول دارند. این یکی از دلایلی است که اوراق شرکتی همیشه بهره‌ی بیشتری نسبت‌به اوراق دولتی دارند.

منبع از سایت چطور

 

 

نرخ لایبور نرخ پایه‌ی سودی است که بانک‌ها به‌صورت روزانه، یک ماهه، سه ماهه، شش ماهه و یک ساله برای وام‌هایی که به یکدیگر می‌دهند، درنظر می‌گیرند. این معیار نرخ پایه‌ی سود‌ بانک‌ها را در سراسر جهان مشخص می‌کند. لایبور مخفف نرخ بهره‌ی استقراض بین بانکی لندن است و خبرگزاری رویترز هر روز در ساعت ۱۱ صبح آن را به نرخ پنج ارز جهانی بیان می‌کند. این ارز‌ها عبارت‌اند از فرانک سوئیس، یورو، پوند، ین ژاپن و دلار آمریکا.

در چهارم آگوست سال ۲۰۱۴ اداره‌ی ICE مدیریت لایبور را از انجمن بانکدارهای بریتانیا گرفت و خود عهده‌دار محاسبه‌ی آن شد. ICE این نرخ را براساس اظهار تک‌تک بانک‌های مشارکت‌کننده محاسبه می‌کند. همچنین یک هیئت نظارت از ۱۱ تا ۱۸ بانک مشارکت‌کننده برای هر ارز وجود دارد.

لایبور چگونه محاسبه می‌شود؟

 

پیش از اینکه ICE کنترل را در دست بگیرد، انجمن بانکدارهای بریتانیا لایبور را مدیریت می‌کردند. این انجمن نرخ لایبور را با توجه به هیئتی از بانک‌ها که ارز‌های عنوان‌شده را عرضه می‌کردند، محاسبه می‌کرد. انجمن بانکدارهای بریتانیا از بانک‌ها می‌پرسید که برای هر ارز در یک دوره‌ی زمانی مشخص چه نرخ بهره‌ای درنظر گرفته‌اند.

 

چرا لایبور مهم است؟

 

 

لایبور علاوه‌بر تعیین نرخ بهره‌ی وام بین‌بانکی به بانک‌ها کمک می‌کند تا نرخ وام‌های متغیر را نیز تعیین کنند. این موارد شامل وام مسکن و بدهی کارت اعتباری می‌شود. انجمن بانکدارهای بریتانیا تخمین می‌زند که ۱۰ میلیارد دلار وام تحت تأثیر نرخ لایبور هستند. بانک‌ها همچین از لایبور برای محاسبه‌ی نرخ سود معاملات ارز و تبادل افول اعتبار استفاده می‌کنند.

بانک‌ها لایبور را در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی پایه‌گذاری کردند. آنها به منبعی معتمد و مطمئن برای تعیین نرخ سود مشتقات نیاز داشتند. در سال ۱۹۸۶، اولین نرخ لایبور برای سه ارز مختلف دلار آمریکا، پوند انگلستان و ین ژاپن اعلام شد.

لایبور چگونه بر شما تأثیر می‌گذارد؟

 

اگر شما وامی گرفته‌اید که نرخ بهره‌ی آن تغییر می‌کند، در این صورت نرخ آن بر اساس شاخص لایبور مشخص می‌شود. درنتیجه اگر لایبور افزایش پیدا کند، پولی پرداختی‌ِ ماهانه‌ی شما نیز افزایش پیدا می‌کند. این موضوع برای نرخ بدهی کارت اعتباری که به صورت ماهانه باید پرداخت شود نیز صادق است.

حتی اگر بازپرداخت وام شما و پرداخت ماهانه‌ای که برای کارت اعتباری‌تان انجام می‌دهید، نرخ ثابتی داشته باشد باز هم افزایش لایبور بر شما تأثیر می‌گذارد و باعث گران‌تر شدن همه‌ی وام‌ها می‌شود. این اتفاق باعث کاهش تقاضای مشتری‌ها و کند شدن رشد اقتصادی می‌شود. اگر شرکت‌ها نتوانند فعالیت‌هایشان را گسترش دهند، نیازی به استخدام نیروی‌ها کاری جدید نیز نخواهند داشت. با کاهش تقاضا ممکن است شرکت‌ها حتی مجبور به تعدیل نیرو شوند. اگر لایبور برای مدت طولانی بالا بماند می‌تواند باعث بحران اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری شود.

قانون‌گذاران استفاده از لایبور را متوقف خواهند کرد

در ۲۷ جولای سال ۲۰۱۷، مسئولین امور مالی انگلستان اعلام کردند که ممکن است تا سال ۲۰۲۱ استفاده از لایبور را متوقف کنند، زیرا استقراض بانک‌ها از یکدیگر کاهش پیدا کرده است. این حرف به‌معنای این است که تراکنش کافی میان برخی از ارز‌ها وجود ندارد که با توجه به آن بتوان تخمین خوبی از نرخ لایبور داشت.

بانک انگلستان مشغول ارزیابی جایگزین‌های مختلف برای آن است. یکی از جایگزین‌ها میانگین شاخص روزانه‌ی پوند است. این شاخص از نرخ روزانه‌ی سرمایه‌گذاری در واحد پوند استفاده می‌کند. جایگزین دیگر نرخ وام‌دهی اروپاست. مقامات انگلستان آرام‌آرام این جایگزینی را انجام خواهند داد.

در آمریکا نیز کمیته‌ی نرخ ارجاعی جایگزین موافقت کرده است که از جایگزینی برای نرخ دلار استفاده شود. استفاده از نرخ جدید از سال ۲۰۱۹ آغاز خواهد شد. نرخ جدید براساس استفاده در قرارداد بازخرید محاسبه می‌شود. این قرارداد‌های بازخرید خودشان براساس خزانه‌داری صورت می‌گیرند.

رسوایی لایبور در سال ۲۰۱۲

در سال ۲۰۱۲ بانک بارکلیز متهم شد که بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ نرخی پایین‌تر از چیزی را که به بانک‌ها وام می‌داده‌، اعلام کرده است. درنتیجه‌ی این تخلف بانک بارکلیز ۴۵۰ میلیون دلار جریمه شد و مدیر عامل آن، باب دایمونود استعفا داد. دایموند اظهار داشت که بیشتر بانک‌های دیگر نیز همین کار را می‌کرده‌اند و بانک انگلستان از آن خبر داشته است. دادگاه لندن شش بانک را در ژانویه‌ی ۲۰۱۶ تبرئه کرد. سه بانک در سال ۲۰۱۵ مجرم شناخته شدند: بانک تام هایز در آگوست، بانک‌های آنتونی الن و آنتونی کنتی در نوامبر.

چرا بارکلیز و دیگر بانک‌ها باید درباره‌ی نرخ لایبورشان دروغ بگویند؟ این کار می‌تواند باعث ‌شود بانک‌ها سود بیشتری کسب کنند زیرا پایین بودن نرخ لایبور بانک به این معناست که این بانک در مقایسه با بانکی با نرخ لایبور بیشتر، سالم‌تر است. البته زمانی که بارکلیز نرخ کمتری اعلام می‌کند شاید شما نیز سود ببرید، زیرا نرخ لایبور پایین‌تر به این معناست که نرخ بهره‌ی کمتری برای وام‌هایی با سود متغیر درنظر گرفته خواهد شد.

منبع از سایت چطور

 

استهلاک عبارت است از کاهش کیفیت، کمیت یا ارزشِ مداومِ یک دارایی به‌صورت ماندگار. استهلاک معیار دوامِ یک دارایی ثابت است. در حقیقت انتظار می‌رود با گذشت زمان، از کاراییِ دارایی‌های ثابت که به طور مداوم در کسب‌وکار استفاده می‌شود، کاسته شود. این تعریف استهلاک است.

استهلاک ارزیابیِ اندازه‌ی دوام است که محاسبه شده و در گزارش سود و زیانِ ماهانه یا سالانه ثبت می‌شود. هزینه‌ی داراییِ موردنظر منهای مقدار کل استهلاک، ارزش خالص آن دارایی را در اختیارتان قرار می‌دهد.

چرا از استهلاک استفاده می‌شود؟

ایده‌ی کلی استهلاک عبارت است از پخشِ هزینه‌ی دارایی موردنظر بر دوره‌ی «عمر مفیدی» که در حال حاضر دارد. اگر هزینه‌ی کامل دارایی، بر همان سالی که خریداری شده اِعمال شود، خرجِ آن سال به‌صورت نامتوازنی بالا می‌رود، درحالی‌که سال‌های باقی‌مانده که همچنان از آن دارایی بهره می‌برند، تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند.

چگونه دارایی‌ها مستهلک می‌شوند؟

دارایی‌ها به دو دلیل اصلی مستهلک می‌شوند:

 

·         استهلاک طبیعی: برای مثال، هر خودرویی بر اساس مسافتی که پیموده، سایش لاستیک‌ها و سایر عوامل مربوط به استفاده از آن، ارزش خود را از دست می‌دهد.

·         کهنگی: دارایی‌ها وقتی با مدل‌های جدید جایگزین می‌شوند هم، ارزش خود را از دست می‌دهند. مثلا خودروی مدل پارسال ارزش کمتری دارد، زیرا امسال مدل جدیدی به بازار آمده است.

استهلاک چگونه محاسبه می‌شود؟

استهلاک به این صورت محاسبه می‌شود: هزینه‌ی اولیه‌ی دارایی موردنظر، منهای ارزش بازیافتنی، تقسیم‌بر سال‌های عمر مفید آن دارایی.

 

برای مثال شرکت تجارت الکترونیک توژال یک پرینتر سه‌بُعدی به ارزش ۱۲ میلیون تومان خریداری می‌کند و تخمین می‌زند که به مدت ۳ سال (عمر مفید آن پرینتر) از آن استفاده خواهد کرد. ارزش این پرینتر به خاطر استهلاک هر سال کاهش می‌یابد و ارزش تخمینیِ آن پس از سه سال حدود ۳۸۷۰۰۰۰ تومان است.

روش‌های استهلاک چه هستند؟

 

روش‌های استهلاک به کسب‌وکارها اجازه می‌دهند، محصولات یا دارایی‌هایی را که با گذشت زمان ارزش زیادی را از دست می‌دهند، کسر کنند.

برای تعیین اختصاص هزینه‌ی دارایی‌ها در طول مدت استفاده‌شان در شرکت، چهار روش وجود دارد. روش‌های استهلاک به نیاز کسب‌وکارها برای تعیین ارزش ازدست‌رفته‌ی مشخصِ دارایی‌های مشخصی در طول دوره‌ی زمانی یا بر اساس استفاده‌ی فیزیکی واقعی اشاره دارند. این امر اجازه‌ی اختصاص مؤثر هزینه‌ها را در طول «عمر مفید» دارایی در دوره‌ی صحیح می‌دهد.

رابطه‌ی استهلاک و زمان چیست؟

هنگام تعیین ارزش طول عمر یک دارایی، استهلاک عامل مهمی است. سه روش از چهار روش اصلیِ استهلاک بر پایه‌ی زمان هستند. چهارمی بر پایه‌ی مقدار استفاده‌ی فیزیکی از آن دارایی است.

چهار روش اصلی برای تعیین استهلاک عبارت‌اند از:

۱. استهلاک خط مستقیم: ساده‌ترین و رایج‌ترین روش استهلاک مورداستفاده، همین استهلاک است. این روش با کاهش ارزش یک دارایی (قیمتی که وقتی شرکت دیگر به آن نیازی نداشت می‌تواند بفروشد) از قیمت اصلی خرید و سپس تقسیم آن بر تعداد کل سال‌هایی که انتظار می‌رود، دارایی مفیدی برای شرکت باشد، محاسبه می‌شود. این روش باعث می‌شود همان مقدار استهلاک به‌طور یکسان بر دوره‌ی عمر مفید دارایی پخش شود.

۲. استهلاک کاهش توازن: این روش مقدار استهلاکی را که در طول زمان به‌وجود آمده تغییر می‌دهد. این استهلاک برای دارایی‌هایی بسیار مفید است که عموما بیشتر ارزش خود را در سال‌های اولیه از دست می‌دهند، اما بعد از آن دچار استهلاک آهسته‌ می‌شوند. تجهیزات کامپیوتری نمونه‌ی خوب دارایی‌هایی هستند که از این روش بهره‌مند می‌گردند. این روش استهلاک «تشدیدی» محسوب می‌شود.

۳. استهلاک کل ارقام سال‌ها: روش تشدیدی دوم هم مقدار استهلاک بالاتری را به سال‌های نخستینِ دارایی اختصاص می‌دهد و در طول زمان کاهش می‌یابد. این روش این‌گونه تعیین می‌شود: اضافه کردنِ تعداد کل سال‌های عمر مفید موردانتظارِ دارایی و بعد هم تعیین سال کنونی که در آن بازه است.

۴. استهلاک واحدهای تولیدشده: تنها روشی که بر اساس زمان نیست، این روش است. این رویکرد مقدار فعالیتی را به‌حساب می‌آورد که دارایی واقعا تجربه می‌کند. برای مثال، در طول دوران استفاده‌ی فراوان، نسبت استهلاک بالاتر و در دوران استفاده‌ی کم یا بی‌استفادگی، نسبت استهلاک پایین‌تری را به‌حساب می‌آورد. این روش برای دارایی‌های مفید است که به‌شدت تحت تأثیر استفاده یا بازده‌ی فیزیکی هستند.

منبع از سایت چطور

 

 

طی سال‌ها مقداری پول پس‌انداز کرده‌ام و حالا می‌خواهم آن را سرمایه گذاری کنم. شنیده‌ام باید مقداری از آن را در بازار سهام سرمایه‌گذاری کنم، اما راستش هیچ‌چیزی در مورد سرمایه گذاری در بازار بورس نمی‌دانم. چطور باید سرمایه گذاری در بازار بورس را شروع کنم؟ چه چیزهایی را باید یاد بگیرم؟ اگر اینها پرسش‌هایی هستند که شما هم در ذهن دارید، این مقاله را تا انتها بخوانید.

هر چند سرمایه گذاری در بازار سهام کاملا امکان‌پذیر و حتی بسیار آسان است، اما اگر ندانید چه کار می‌کنید، این امکان وجود دارد که در چشم‌برهم‌زدنی همه چیز را از دست بدهید. قبل از هر اقدامی، تحقیق کنید و آماده باشید تا به‌موقع وارد معرکه شوید.

بعضی از سرمایه‌گذاران تازه‌کار شاید نخواهند از همان قدم اول مستقیما وارد سرمایه گذاری در بازار بورس شوند. شما می‌توانید سهامِ صندوق‌های قابل معامله در بورس یا ETF ها را بخرید که منابع مدیریت‌شده‌ای از پول هستند که شرکت دیگری با آن در بازار سهام سرمایه‌گذاری کرده و شما مقدار مشخصی از سود را دریافت خواهید کرد. بعدا به این می‌رسیم، اما ابتدا بیایید نگاهی بیندازیم به اصول اولیه‌ی چگونگی عملکرد سهام و اینکه چطور از سرمایه‌گذاری‌تان به سود می‌رسید.

چند اصطلاح اولیه را بیاموزید

بیشتر آدم‌ها از قیمت سهام آگاهی دارند. سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران در مورد بالا و پایین رفتنِ قیمت سهام شرکت در فلان روز صحبت می‌کنند. اما قیمت سهم به خودیِ خود اطلاعات بسیار اندکی درباره‌ی سلامت یا ارزشِ شرکت ارائه می‌دهد. برای درک درست از اینکه هر سهم چه شرایطی دارد، باید چندین عامل را بررسی کنید. ابتدا به چند تعریف نیاز داریم.

 

۱. سهام واریزنشده (Outstanding Shares)

این اصطلاح به تعداد کل سهام یک شرکت که در دست همه‌ی سرمایه‌گذاران است اطلاق می‌شود. از این عدد برای محاسبه‌ی سایر معیارهای مهم مانند سود هر سهم و نسبت قیمت به درآمد استفاده می‌شود.

۲. سود سهام (Dividends)

وقتی شرکتی به سطح مشخصی از ثبات و بازدهی می‌رسد، می‌تواند شروع به پرداخت سود سهام کند. سود به‌دست‌آمده در طی دوره‌ی رشد، معمولا دوباره در شرکت سرمایه‌گذاری می‌شود تا بتواند رشد بیشتری به‌همراه بیاورد (که به‌نفع سرمایه‌گذاران هم هست)، اما وقتی رشد به ثبات رسید، شرکت می‌تواند سود سهام را به صاحبان آن پرداخت کند. آن وقت صاحبان سهام می‌توانند تصمیم بگیرند که سود سهام‌شان را دوباره سرمایه‌گذاری کنند تا چه بسا سهام بیشتری دریافت کنند.

۳. سود هر سهم (Earnings Per Share)

این مقدار پولی است که شرکت به‌ازای هر سهم عادی به‌دست می‌آورد. این مقدار از درآمد خالص شرکت منهای سود سهام از سهام ممتاز، تقسیم بر میانگین سهام واریزنشده محاسبه می‌شود. بنابراین اگر شرکتی مثلا ۵۰ میلیارد تومان درآمد خالص داشته و ۱۸ میلیارد تومان سهام ممتاز وجود داشته باشد، ارزش هر سهم با کم‌کردنِ ۱۸ از ۵۰ میلیارد، و تقسیم عدد به‌دست‌آمده بر تعداد کل سهام به‌دست می‌آید.

۴. ارزش بازار (Market Capitalization)

ارزش بازار عبارت است از قیمت کنونی سهم ضربدر تعداد کل سهم واریزنشده. این عدد ایده‌ای کلی از اندازه‌ی شرکت به شما می‌دهد. اگر چه رسیدن به ارزش دقیق شرکت کمی پیچیده‌تر از صرفا محاسبه‌ی ارزش بازار است، اما برای بررسی‌های اولیه، مقایسه‌ی دو مقدار ارزش بازار شرکت، نسبت به قیمت هر سهم، می‌تواند دید بهتری به شما بدهد.

۵. نسبت قیمت به درآمد (Price to Earnings Ratio)

به‌طور خلاصه، قیمت به درآمد یا PE قیمت کنونی سهام شرکت تقسیم بر سود هر سهم است. این مقدار به شما نشان خواهد داد که سرمایه‌گذاران به‌ازای هر تومان از درآمد، چه مقدار حاضر به پرداخت هستند. به‌عنوان معیاری برای تعیین اینکه یک شرکت چقدر بیشتر یا کمتر از ارزش خود برآورد شده هم استفاده می‌شود.

چگونگی انتخاب یک شرکت (یا اگر باهوش باشید چند شرکت)

انتخاب یک شرکت برای سرمایه گذاری در بازار بورس

خب، پس حالا برای برخورد با این حجم واژه‌های مالی که به سمت شما هجوم می‌آورند، حداقل کمی آماده‌تر هستید. البته این آگاهی کمکی در انتخاب شرکت برای سرمایه‌گذاری نمی‌کند. در مورد شرکت دنبال چه چیزی باید باشید؟

هنگام تصمیم در مورد اینکه روی کدام سهام سرمایه‌گذاری کنید، بیشتر راهکارها می‌توانند در یک یا دو دسته خلاصه شوند (که البته سرمایه‌گذاران آگاه هر دو را در سبد خود خواهند داشت): سهام رشدی و سود سهام.

۱. سهام رشدی

فکر اصلی پشت سهام رشدی، این است که وقتی ارزش چندانی ندارد بخرید و وقتی ارزشش زیاد شد بفروشید (پایین بخرید، بالا بفروشید). شاید وقتی دیگران در مورد خریدوفروش فلان سهام به این خاطر که خیلی خوب هستند و بیشترین تغییر را در طی روز، ماه یا سال داشته‌اند صحبت می‌کنند، شما هم درباره‌ی این سهام شنیده باشید.

استراتژی سرمایه گذاری سهام رشدی تلاش می‌کند شرکت‌هایی را بیابد که در حال تجربه‌ی رشد بالا هستند و انتظار می‌رود در آینده هم به این رشد خود ادامه دهند. برای سرمایه‌گذارانی که علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در این حرکت هستند، رشد سریع به‌معنای افزایش سریع و پایداری در قیمت سهام است که منجر به انباشت سریع‌تر ثروت می‌شود.

به‌طور کلی، سهام رشدی ایده‌ی بدی نیست. اگر سرمایه‌گذاری مثلا در سال ۲۰۰۹ روی نت‌فلیکس سرمایه‌گذاری می‌کرد، تا سال ۲۰۱۳ افزایشی ۶۶۰ درصدی را در سرمایه‌گذاری شاهد بود. اگر آن موقع ۱۰۰ دلار سرمایه‌گذاری کرده بود، در سال ۲۰۱۳ ششصدوشصت دلار داشت. برای کسی که طی این سه سال هیچ کاری نکرده عدد بدی نیست. این همان چیزی است که سرمایه‌گذاران هنگام انتخاب سهام رشدی انتظارش را دارند؛ شرکت‌هایی که فضای گسترش و رشد را دارند و صرفا بر اساس ارزش شرکت، بازگشت سرمایه ارائه می‌کنند.

سهام رشدی می‌تواند بسیار نوسان داشته باشد. وقتی می‌شنوید کسی همه‌ی پول خود را در بازار سهام از دست داده، معمولا به این خاطر است که روی شرکت پرخطری بیش‌ازحد سرمایه‌گذاری کرده است. این امر طی دوره‌ی حباب دات‌کام (حباب اقتصادی در طی سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰) بسیار اتفاق افتاد، اما امروزه هم اتفاق می‌افتد. برای مثال گروپون در نوامبر ۲۰۱۱ شروع به عرضه‌ی عمومی سهام به ارزش ۲۰ دلار بابت هر سهم کرد. طی چهار ماه، برای آخرین بار به پایین‌تر از آن قیمت رسید و بعد هم به بالای ۲۰ دلار رشد کرد. اکنون سود هر سهم ۰/۱۵- ای‌پی‌اس است، یعنی این شرکت در حال ازدست‌دادن پول به‌ازای هر سهم است. عجله‌ی دیوانه‌وار برای خرید گروپون پیش از آنکه سهام بتواند خودش را در بازار تثبیت کند، در نهایت برای سرمایه‌گذاران اولیه بد تمام شد.

اما خوشبختانه رشد در ارزش کلیِ یک شرکت، تنها راه پول‌درآوردن در این بازار نیست.

۲. سود سهام

راه مطمئن‌تری برای پول‌درآوردن از طریق سهام، سرمایه‌گذاری در شرکتی است که سود سهام پرداخت می‌کند. برخی شرکت‌ها از منظر رشد به نقطه‌ی اوج خود رسیده‌اند. شاید در طول زمان شاهد مقداری رشد هم باشید، اما مزیت اصلیِ این سهام ثبات آن و سود سهام است. مثلا می‌توان اطمینان داشت که مک‌دونالد به این زودی‌ها از کار بیکار نمی‌شود. از آنجایی که این شرکت پول کافی برای سرمایه‌گذاری مجدد درمی‌آورد و همچنان مقداری هم باقی می‌ماند، سود سهام پرداخت می‌کند. به عبارت دیگر، این شرکت به شما به‌عنوان سرمایه‌گذار پول پرداخت می‌کند.

از آنجا که بسیاری از سهامی که سود سهام پرداخت می‌کنند ریسک کمتری دارند، این سهام سرمایه‌گذاری جالب توجهی است هم برای جوان‌ترهایی که به دنبال راهی برای پول‌در آوردن در بلندمدت هستند و هم کسانی که به دوران بازنشستگی نزدیک می‌شوند یا اصلا بازنشسته هستند و می‌خواهند منبع درآمدی برای دوران بازنشستگی داشته باشند.

دوباره از مک‌دونالد به‌عنوان مثال استفاده می‌کنیم. تصور کنید شخصی سهامی به ارزش ۱۰۰۰۰ دلار (یا تقریبا ۲۹۱/۰۳ سهم) در تاریخ ۳۱ مارس ۲۰۰۶ از این شرکت خریداری کرده است. این شرکت از آن موقع تا کنون (با فرض اینکه هیچ برنامه‌ی سرمایه‌گذاری مجدد سود سهامی وجود نداشته باشد، که به آن خواهیم پرداخت)، فقط از محل سود سهام مبلغ ۴۶۰۰ دلار به سرمایه‌گذار پرداخت کرده است. این علاوه‌بر ارزش خود سهام است که تا تاریخ ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۳، حدودا ۲۸۲۰۰ دلار ارزش دارد. اگر رشد تنها عامل مدنظر بوده، سرمایه‌گذاری وی طی هفت سال و نیم فقط ۱۸۲ درصد رشد کرده است. اما با محاسبه‌ی سود سهام، نزدیک به ۳۲۹ درصد رشد داشته است.

البته این اعداد و ارقام کاملا نمود زندگی واقعی نیستند، زیرا بسیاری از سرمایه‌گذاران سود سهام‌شان را دوباره سرمایه‌گذاری می‌کنند. این یعنی شما می‌توانید با سود سهامی که شرکت پرداخت کرده، سهام بیشتری خریداری کنید. هر قدر سهام بیشتری داشته باشید، پول بیشتری در قالب سود سهام دریافت خواهید کرد و کل سرمایه‌گذاری‌تان ارزش بیشتری خواهد داشت.

 

شرکت‌ها را برای ساخت سبد سهام بررسی کنید

 

سرمایه‌گذاری فقط در یک شرکت، یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای شکست مالی است. حتی یک شرکت سالم هم ممکن است مشکلات خودش را داشته باشد. همان‌طور که پیش از این درباره‌ی نت‌فلیکس گفتم، این شرکت در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ که قیمتش اوج گرفت و تلاش کرد خدمات دی‌وی‌دی خود را هم راه بیندازد، به مشکلاتی برخورد. اگر کسی در سال ۲۰۰۹ به امید رشد فراوان سرمایه‌گذاری کرده بود و مجبور می‌شد در سال ۲۰۱۲ سهامش را بفروشد، سود اندکی دریافت کرده بود، اما نه به اندازه‌ای که اگر امروز همچنان صاحب آن سهام بود.

از این سناریو چند درس می‌توان گرفت:

۱. صرفا روی یک شرکت سرمایه‌گذاری نکنید

این اشتباه تازه‌کارانه‌ای است که می‌تواند مشکلات فراوانی را به‌وجود بیاورد. یک سرمایه‌گذار کاربلد، سبد سهاممتنوعی ایجاد می‌کند. این یعنی در چندین سهام با اهداف مختلفی پول خواهید داشت. نیازی نیست بین سهام رشدی و سودی یکی را انتخاب کنید. هر دو را بخرید.

۲. حتی ارزش شرکت‌های سالم هم کم می‌شود

وقتی قیمت سهام نت‌فلیکس در سال ۲۰۱۱ سقوط کرد، این شرکت در معرض ورشکستگی نبود. فقط وقتی قیمت‌هایش را افزایش داد، ۸۱۰۰۰۰ نفر از مشترکانش را از دست داد، اما همچنان ۲۳ میلیون نفر مشترک داشت. امروزه این شرکت ۳۷/۶ میلیون مشترک دارد و محتوای اورجینال ارزشمندی تولید می‌کند. اما باز هم سهام طی فقط چند ماه تا ۶۰ درصد کاهش یافت. در نهایت، این بازارِ پرنوسانی است، حتی برای شرکت‌هایی که اعداد و ارقام خوبی دارند.

۳. خرید برای کوتاه‌مدت بسیار خطرناک‌تر از سرمایه‌گذاری بلندمدت است

سهام نت‌فلیکس طی چند سال گذشته بالا و پایین زیادی داشته است. سرمایه‌گذاران بلندمدت بازگشت سرمایه‌ی خوبی داشته‌اند، اما اگر کسی هدفش پول درآوردنِ سریع بوده، حتما روزهای سختی را گذرانده است. اگر نمی‌توانید با نوسان قیمت سهام کنار بیایید، روی شرکت‌های رشدی سرمایه‌گذاری نکنید.

البته شما می‌توانید این درس‌ها را از هر شرکتی که عملکرد خوبی داشته بیاموزید، چون همان داستان است که بارها و بارها تکرار می‌شود. اپل هم سهام دیگری است که در کل عملکرد بسیار خوبی داشته، اما همچنان پس از مرگ استیو جابز و انتشار محصولات متعاقب آن، مقداری افت قیمت داشته است. با وجود این، علی‌رغم این شوک منفی، قیمت این شرکت همچنان بالاتر از آن چیزی است که در ابتدای سال ۲۰۱۲ بود، و شروع به پرداخت سود سهام کرد. همیشه پیش از خرید سهام، سلامت شرکت را بررسی کنید و وقتی هم سهام را خریدید، برای مدت طولانی حفظش کنید.

اگر چه دنیای اینترنت پر از توصیه‌های مختلف برای سرمایه‌گذاری است، اما وارن بافت معروف نکته‌ی عالمانه‌ای بیان می‌کند:

من سعی می‌کنم سهام کسب‌وکارهایی را بخرم که آن‌قدر فوق‌العاده هستند که حتی یک احمق هم می‌تواند آنها را اداره کند، چون دیر یا زود این اتفاق خواهد افتاد.

در نهایت، این ذهنیت می‌تواند در هدایت همه‌ی سرمایه‌گذاری‌ها کمک‌تان کند. آیا برای باور اینکه فلان کسب‌وکار خاص می‌تواند درآمدزا باشد دلیلی دارید؟ آیا نیازی را برآورده می‌کند که دنیا در آینده همچنان دارد؟ آیا این شرکت فضایی برای گسترش به بازارهای جدید را دارد (یا به‌طور مداوم سود سهام پرداخت می‌کند)؟ اگر چنین است، احتمالا این همان شرکتی است که باید به سبد سهام‌تان اضافه کنید. اما برای خرید عجله نکنید. برای بررسی کامل و جامع وقت بگذارید و شرکت مورد نظر را انتخاب کنید.

اولین سرمایه‌گذاری خود را شروع کنید

 

خب تا اینجا ایده‌ی اولیه‌ای از چگونگی کارِ سهام به‌دست آوردید و حالا می‌خواهید سرمایه گذاری را شروع کنید. اما از کجا؟ همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، صندوق سرمایه‌گذاری قابل‌معامله در بورس (ETF) و صندوق سرمایه گذاری مشترک (mutual fund) راه‌های خوبی برای شروع هستند، زیرا هر دو سرمایه‌گذاری در سبد سهام متنوعی هستند که پیش از آن آدم‌های دیگری آنها را دقیقا بررسی کرده‌اند. این که کدام بهتر است بحث خودش را می‌طلبد، اما آن‌طور که کارشناسان می‌گویند:

صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل‌معامله در بورس همچنان به‌عنوان شکلی از سرمایه‌گذاری که منافع خوبی برای سرمایه‌گذاران شخصی دارند مطرح هستند. صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل‌معامله در بورس به‌عنوان راه مؤثری برای دستیابی به سبد سهام بسیار گسترده است. بر همین اساس، تقریبا هر سرمایه‌گذاری متوجه می‌شود که صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل‌معامله در بورس می‌توانند نقش مفیدی ایفا کنند، خواه به‌عنوانِ یا در میان مجموعه‌ای از سبد سهام اوراق قرضه.

خوشبختانه این روزها راه‌اندازی سبد سهام سرمایه‌گذاری بسیار آسان است. وب‌سایت‌هایی هستند که می‌توانید در آنها ثبت‌نام کنید و به کمک آنها سهام بخرید یا در صندوق سرمایه‌گذاری قابل معامله در بورس یا صندوق سرمایه‌گذاری مشترک سرمایه‌گذاری کنید. کافی است کمی از طریق گوگل جستجو کنید.

وقتی می‌دانید چه می‌کنید و عجله‌ای برای سرمایه گذاری های پرخطر ندارید، بازار سهام مطمئن‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. اگر چه در این بازار هیچ چیزی ۱۰۰ درصد تضمین نمی‌شود، اما اصل اساسی این است که وقتی شرکتی پول درمی‌آورد، در واقع شما پول درمی‌آورید. بسیاری از شرکت‌هایی که سهام عرضه می‌کنند خوب پول درمی‌آورند. فقط باید بفهمید کدام‌ها.

منبع از سایت چطور